مؤلف مجهول
مقدمه 16
تاريخ سيستان
تأليفى ديگر خواهد بود ، از اينرو من باب نمونه بذكر چند فقره از آنها اكتفا مينمائيم . 1 ) لغات و اصطلاحات : آنك : بمعنى آنگاه و آنجاى كه قرينهء اينك است و در اشعار قديم ديده مىشود ، مثال : « آنك نام اسرائيل بر يعقوب نهادند » ص 47 آويختن بردن : بمعنى مقابلت و مقاتلت و بخصم در آويختن ، و اين هم اصطلاحى شعريست ، مثال : « و مردمان قوقه چند بار با وى آويختن بردند و بسيار اسب . . . و كالاى از آن وى ببردند » ص 376 اشكرا : بجاى ( آشكارا ) مثال : « اينجا بيرون آمد و اشكرا شد » ص 156 اگر ، بمعنى ( يا ) و اين معنى هم در شعر فردوسى و انورى و در ترجمهء بلعمى زياد ديده مىشود . انگيزش : بمعنى تحريك و ترغيب ص 302 اوكند ، بجاى افكند ، مثال : « و خطبهء آل عمرو به او كندند و مفرد خطبه كردند بنام محمود » ص 351 ايما : بجاى ( ما ) بموازنهء ( ايشان ) مثال : « تانه ايما ماند و نه ايشان » ص 285 . اينت : بمعنى ( اين است ) مطلقا در مورد خطاب يا غياب ، مفرد يا جمع ، كه از مختصات شعريست مثال : « يعقوب گفت به فرزندان اينت بزرگ شرف مصطفى كه نبود مگر اندر عربيات طاهرات » ص 47 بخشش : بمعنى بخش و تقسيم ، مثال : « ساعات روز را بخشش كرده بود » ص 315 . بخشيدن : بمعنى بخش و تقسيم ، مثال : « ساعات روز را بخشش كرده بود » ص 315 . بخشيدن : بمعنى قسمت و بخش كردن مثال : « سى روز مايگان بخشيده بود ، هر روز كارى را » ص 267 بدست كردن : بمعنى بدست آوردن مكرر و از آن جمله : ص 175 بدست او كردند : يعنى بر دست او دادند مثال : « تا به صلح فرو آمدند و قلعه بر دست امير بهاء الدوله كردند » ص 388 . بر : بمعنى ( با ) بسيار در اين كتاب آمده و اين معنى را حقير جاى ديگر نديدهام منجمله مثال : « و اندر يك روز حجّاج علامت خويش بر هفتاد مرد كرد » ص 19 « و با تاجر بر شنكليان يكى بود » ص 365 . برابر : بمعنى متفق و بالاتفاق مثال : « و ياران حسين على همه برابر دست بتير انداختن بردند » ص 291